گریه کردن ستارخان

دخترآذري

شنبه 24 مرداد 1405
تبلیغات در سایت ما
تبلیغات در سایت ما تبلیغات در سایت ما

تبلیغات سایت

منو کاربری

ارسال مطلب ویرایش پروفایل پنل کاربری صندوق پیام ارسال پیام پیام های ارسال شده تالار گفتمان خروج

گریه کردن ستارخان

زمان حمله روسها و اشغال تبریز گفت:

خاک میخوریم اما خاک نمیدهیم

ستارخان نوشته بود:من هیچ وقت گریه نمیکنم چون اگه اشک میریختم آذربایجان شکست میخورد و اگر آذربایجان

شکست میخورد ایران زمین میخورد...اما تو مشروطه دو بار اون هم تو یه روز اشک ریختم

حدود 9 ماه بود تحت فشار بودیم..بدون غذا.. بدون لباس.. از قرار گاه اومدم بیرون...چشمم به یک زن افتاد با یه بچه تو

بغلش.. دیدم که بچه از بغل مادرش اومد پایین و چهار دست پا رفت به طرف بوته علف...علف رو از ریشه درآورد و از

شدت گرسنگی شروع کرد خاک ریشه ها رو خوردن... با خودم گفتم آلان مادر اون بچه به من فحش میده و میگه لعنت

به ستارخان که مارو به این روز انداخته...

اما... مادر کودک اومد طرفش و بچش رو بغل کرد و گفت : عیبی نداره فرزندم...

خاک میخوریم اما خاک نمیدهیم...

اونجا بود که اشکم در اومد...

نچه استان شهرتينن تانينار

 

الينده اولان صنعتيينن تانينار

 

نجه شمال دويوسونن تانينار

 

نجه تبريز قالي سينن تانينار

 

قوربان اولوم اؤز آنامين سوتونه

 

 آذربايجان غيرتينن تانينار


مطالب مرتبط

بخش نظرات این مطلب

این نظر توسط فائزه در تاریخ دوشنبه 08 دی 1404 و [Comment_Time] دقیقه ارسال شده است

/images/anymous.png

بابا مذهبیییی
پاسخ:حالاچرا مذهبی؟؟؟؟O_o

این نظر توسط ثنــای دوست داشتنی در تاریخ دوشنبه 08 دی 1404 و [Comment_Time] دقیقه ارسال شده است

/images/anymous.png

خیــــــــلی با حال بود الناز جـــــــون بابت پستای با مزه ات ممنوووووووووووووووووون

این نظر توسط اشرفي در تاریخ دوشنبه 08 دی 1404 و [Comment_Time] دقیقه ارسال شده است

/images/anymous.png

خيلي جالب بود مرسييييييييييييييييي

این نظر توسط گلرخ در تاریخ دوشنبه 08 دی 1404 و [Comment_Time] دقیقه ارسال شده است

/images/anymous.png

دمت بيست مثل خودميباباماهم مخاطب خاص نداريمبرامون ولنتاين بخره روحمون شادبشه


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران