
باز بر فرق سرم کوبیده شد درس و کتاب _ فصل تابستان بود مانند یک خواب و سراب
باز بایدمن ببینم روی زشت این مدیر _ پاسخی یابم برای هر سوال بی جواب
نام استادان شنیدم هوشم از ذهنم برفت _ چونکه نام هر دبیر بدتر بود از هر عذاب
هر زمانی بهر درس نیکو بود اما چرا _ من ندارم وقت نیکویی برای لحظه خواب
چون سرآید دوره ی درسم در این مدت عزیز _ من بسازم از برای مدرکم یک قاب ناب
ای خدا این بحث کنکور را کجا بر سر زنم _ کرده هر برنامه ی من در دقیقه او خراب
| این نظر توسط آرمـــــان در تاریخ دوشنبه 08 دی 1404 و [Comment_Time] دقیقه ارسال شده است | |||
/images/anymous.png |
Y A Ş A | ||
| این نظر توسط حجت در تاریخ دوشنبه 08 دی 1404 و [Comment_Time] دقیقه ارسال شده است | |||
/images/anymous.png |
یاشا یاشا http://mr90.ir/home/mmaZkqCr |
||
| این نظر توسط فاطیما در تاریخ دوشنبه 08 دی 1404 و [Comment_Time] دقیقه ارسال شده است | |||
/images/anymous.png |
|
||