زندگي

دخترآذري

شنبه 24 مرداد 1405
تبلیغات در سایت ما
تبلیغات در سایت ما تبلیغات در سایت ما

تبلیغات سایت

منو کاربری

ارسال مطلب ویرایش پروفایل پنل کاربری صندوق پیام ارسال پیام پیام های ارسال شده تالار گفتمان خروج

زندگي

دختری از مردی پرسید :
چرا تا مرز دیوانگی عاشق کسی میشوم
در حالی که میدانم در نهایت به اون نمیرسم ؟
مرد جواب داد :

به من بگو چرا زندگی میکنیم
در حالی که میدانیم در آخر می میریم ؟؟
هیچی دیگهدختره هم زد تو دهنش
گفت سوال منو با سوال جواب ندهعصبانیعصبانی...


مطالب مرتبط

بخش نظرات این مطلب

این نظر توسط سارا در تاریخ دوشنبه 08 دی 1404 و [Comment_Time] دقیقه ارسال شده است

/images/anymous.png

سارا-رها-هما-مطهره-احمدو...

این نظر توسط ندا در تاریخ دوشنبه 08 دی 1404 و [Comment_Time] دقیقه ارسال شده است

/images/anymous.png

علی سارا

این نظر توسط مسعود در تاریخ دوشنبه 08 دی 1404 و [Comment_Time] دقیقه ارسال شده است

/images/anymous.png

مسعود

این نظر توسط صبا در تاریخ دوشنبه 08 دی 1404 و [Comment_Time] دقیقه ارسال شده است

/images/anymous.png

رها

سما

مارال

ارال

علی

محمد

محمدعلی

سارا

سحر

سودا

مولوک

احمد

احمد علی

الهام

السا

مهسا

مهری

مسعود

مهدی

محمد مهدی

ارسام

الما

ودوود

ولی

ملکه

لاله

دورسا

دلسا





کیف کردی چقدر اسم گفتم............؟؟؟؟؟



به من هم سر بزن.....


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران