خل بارمون آوردن

دخترآذري

شنبه 24 مرداد 1405
تبلیغات در سایت ما
تبلیغات در سایت ما تبلیغات در سایت ما

تبلیغات سایت

منو کاربری

ارسال مطلب ویرایش پروفایل پنل کاربری صندوق پیام ارسال پیام پیام های ارسال شده تالار گفتمان خروج

خل بارمون آوردن

"من نبودم دستم بود... تقصیر آستینم بود... آستین مال کت ام بود... کت ام مال بابام بود"
.
.
.
این شعر نشون میده ما از همون دوران طفولیت اینجوری یادمون دادن که اشتباه خودمون رو گردن یکی دیگه بندازیم :| بعد میگن چرا گاو بار اومدین



 

اینایی که میگن ادم رو باید تو مسافرت شناخت حرف مفت میزنن
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
آدم رو فقط سر جلسه امتحان میشه شناخت
همین و بس :)))))))))))))) دیدم که میگم خخخخخ ديروز امتحانم تموم شد و خودم به اين نتيجه رسيدم ولي امروز توسط يكي از دوستان كه اين تو وبش بود يادم افتاد كه واقعا راسته

 

چرا وقتی یه بچه آروق میزنه همه میگن ای جان! جان!
ما آروق میزنیم میگن زهره مار!!!
:|


مطالب مرتبط

بخش نظرات این مطلب

این نظر توسط مسعود در تاریخ دوشنبه 08 دی 1404 و [Comment_Time] دقیقه ارسال شده است

/images/anymous.png

تیر تولد آقامون ، امام زمانه...































































































آرزو کن 10 صلوات برای سلامتی اقامون بفرست ...































































































وبرای 10 نفر بفرست تا میلیونها صلوات نثار اقامون بشه اخر حلقه نباش عوضش تا روز تولدش بهت یه کادو میده .بسم الله شروع کن...


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران